به گزارش خبرگزاری مهر، پنجاهونهمین نشست «صد کتاب ماندگار قرن»، در مرکز همایشهای بینالمللی این سازمان برگزار شد. در این نشست، اسفندیار معتمدی، پژوهشگر تاریخ آموزشوپرورش، و امرالله فرهادی اردکیان، طراح گرافیک و مدرس دانشگاه، درباره کتاب «بخارای من، ایل من» سخن گفتند و احسانالله شکراللهی، رئیس اندیشگاه فرهنگی سازمان، دبیری برنامه را بر عهده داشت.
شکراللهی در آغاز نشست، با اشاره به جایگاه بهمنبیگی در آموزش عشایری گفت: او خود زاده و پرورده ایل قشقایی بود و تجربه تحصیل در محیطهای گوناگون، از دارالفنون تا دانشگاه تهران را داشت.
وی با اشاره به زمینههای علاقهمندی این نویسنده به نوشتن افزود: آشنایی با مهدی حمیدی شیرازی، معلم انشایش، به دوستی و تشویق او به نویسندگی انجامید و سرانجام برای مجموعه شعر استادش، با عنوان اشک معشوق، مقدمه نوشت.
دبیر نشست با مرور فرازهایی از زندگی بهمنبیگی ادامه داد: او فرصت شغلی مناسبی در بانک ملی به دست آورد، اما پس از دو سال آن را رها کرد و نوشت که اعداد و ارقام با همه خشکی و تلخیشان نتوانستند قدرت نویسندگی را از او بگیرند. بازگشت او به ایل، در عنوان کتابش نیز بازتاب یافته است؛ بهمنبیگی با الهام از شعر رودکی، ایل را بخارای خود میخواند و از پیوند عمیقش با زادگاه و زندگی ایلی سخن میگوید.

در ادامه، اسفندیار معتمدی، پژوهشگر تاریخ آموزش و پرورش، با اشاره به آشنایی خود با یکی از شاگردان بهمنبیگی گفت: توانایی او در فعالیتهای علمی و ارتباط با دیگران، مرا علاقهمند کرد که بهمنبیگی و شیوه معلمی او را از نزدیک بشناسم. در بازدید از مدارس عشایری شیراز، توانایی علمی، سرعت عمل و ادب دانشآموزان برایم بسیار جالب و بهیادماندنی بود.
وی با یادآوری اجرای آزمایش تجزیه آب به دست یکی از دانشآموزان افزود: دستهای این بچهها خوب کار میکرد و بیش از دستها، ذهنشان فعال بود. در کلاس تاریخ نیز دانشآموزان درباره عباسمیرزا و ضرورت بهرهگیری از دانش جدید توضیح میدادند. آنچه از آموزشوپرورش انتظار داشتیم، از تفکر و کار عملی تا توانایی برقراری ارتباط، در آنجا دیدم.
این پژوهشگر با اشاره به تدوین زندگینامه معلمان اثرگذار ایران در مجموعهای ششجلدی گفت: چهرههایی چون رشدیه، باغچهبان، خزائلی و بهمنبیگی، آثار ماندگاری در آموزش کشور برجای گذاشتهاند. هنوز کسانی هستند که با همه وجود برای آموزش فرزندان این سرزمین کار میکنند و دیدن تلاش آنان، امید به آینده کشور را زنده نگه میدارد.
امرالله فرهادی آردکپان، طراح گرافیک و مدرس دانشگاه، نیز با مرور تجربه تحصیل خود در مدارس عشایری اظهار کرد: مکتب بهمنبیگی، مکتب انسانساز بود. تحصیل را در مدرسهای سیار و زیر چادر آغاز کردم و پس از پایان دوره ابتدایی، یکی از چهل دانشآموزی بودم که در آزمون پذیرش دانشآموزان عشایری در شیراز پذیرفته شدند و زمینه شکلگیری دبیرستان عشایری شیراز با حضور آنان فراهم شد.
وی با تشریح امکانات این دبیرستان گفت: دانشآموزان بهصورت شبانهروزی تحصیل میکردند و در کنار آزمایشگاهها و آموزشهای فنی، امکان فعالیت در زمینه تئاتر، موسیقی، نقاشی، عکاسی و فیلمبرداری نیز وجود داشت.

فرهادی آردکپان افزود: در بازدیدهای مهمانان از دبیرستان، عکاسی میکردیم و پیش از پایان بازدید، عکسها را ظاهر و چاپ میکردیم و در قالب آلبوم به آنان میدادیم. توجه بهمنبیگی به تواناییهای هنری من و پیگیری او، زمینه ورودم به دانشکده هنرهای تزیینی و سپس فعالیت در طراحی گرافیک و تدریس را فراهم کرد.
این مدرس دانشگاه با اشاره به توانایی بهمنبیگی در جلب حمایت برای گسترش آموزش گفت: او ارتباطات و موقعیت اجتماعی خود را برای فراهمکردن فرصت تحصیل کودکان عشایر به کار میگرفت. فعالیتهایش نیز به تأسیس دانشسرا و دبیرستان محدود نبود و آموزشهای فنیوحرفهای، قالیبافی، امکانات ورزشی و کتابخانه و سینمای سیار را در بر میگرفت. خواندن آثاری چون بوستان، گلستان، حافظ و کلیلهودمنه نیز بخشی از تربیت دانشآموزان در این مکتب بود.
فرهادی آردکپان در پایان، با اشاره به طراحی نوشتار نام محمد بهمنبیگی بر سنگ مزار او و همکاری در آمادهسازی آثارش گفت: آرشیوی غنی از عکسها و فیلمهای مرتبط با آموزش عشایری در اختیار دارم و وعده دادهام مجموعهای از آن را به کتابخانه ملی ایران اهدا کنم.
وی افزود: اگر بهمنبیگی نبود، امروز من در خدمت شما نبودم؛ مسیر تحصیل و فعالیت هنری من با فرصتهایی شکل گرفت که او برای کودکان ایل فراهم کرد. در پایان نشست، کلیپی از زندگی و آثار محمد بهمنبیگی پخش شد و حاضران به پرسش و پاسخ پیرامون این اثر پرداختند.



نظر شما